از شیرینی و مهر مادر هر چه داشته به آن بخشیده تا انگبین حیات و دُر کلام شود. فرزندان نیک مادر هم به قدر ذکاوت و اندوخته‌شان در ادب همواره بدان افزوده‌اند تا میراث مادری پیوسته شریف‌تر و عزیزتر شود. و چنین است که زبان مادری شیرین و دوست‌داشتنی است. لذا کی می‌تواند از زبان مادری خوشش نیاید؟ پروین چه زیبا می‌گوید:

یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفـاظ نهـاد و گفتـن آموخــت
لبخنـــــــــد نهــاد بـر لـب مـن
بر غنـچه گل شـکفتن آموخت

مطالعات زبان‌شناسی و به ویژه مطالعات مربوط به زبان پهلوی و اوستایی و یا دیگر زبان‌های محیط ایران بزرگ یا ایرانشهر نشان می‌دهد که کُردی و فارسی هم‌نیایند و خویشی وسیع و وثیق و ناگسستنی دارند. در این میان، کلهُری گوهری دیگر است.

مطالعات باستان‌شناسی دو چیز را درباره کلهُری نشان می‌دهد: این منطقه که در قدیم جغرافیایی به وسعت تمام غرب ایران داشته به مرکز ایران قدیم (تیسفون ساسانی و بغداد کنونی) وصل بوده است؛ و دیگر اینکه پیشینه‌ای دست‌کم دوازده هزار ساله در زیست و تمدن بشری دارد؛ اگرچه واژه کلهُری شاید برای بازنمایی این پیشینه و گستره جغرافیایی نارسا باشد.

اما پهلوی زبانی درباری و اوستایی زبانی دینی برای گستره امپراتوری ایرانند و کلهُری و بقیه گویش‌های کُردی و حتی گویش‌های مختلف جاهای دیگر ایران‌زمین، زبان‌های محلی‌اند؛ اگرچه کلهُری به عنوان زبان مادی، پیشتر حتی زبان امپراتوری ماد هم بوده است.

کلهُری با اینکه به این خویشی با پهلوی و اوستایی و سپس پارسی افتخار می‌کند، تاریخی دور و درازتر از این دو زبان رسمی تمدن ایرانی، یعنی پهلوی و اوستایی دارد.

با این حال، عقیده میهن‌پرستانه در میان کلهُرها این است که کسی که فارسی را وانهد، چنان است که اصل خویش را وانهاده باشد. رعدی آذرخشی، ادیب برجسته تبریزی و استاد پیشین دانشگاه ملی، در پیوند زبان‌های ملی و محلی به نیکویی گفته است:

پارســی را با زبان‌های محلی جنگ نیــست
هیـچ دریــــایی نورزد دشمنی با جویبـــــار
از زبان‌های محلی هم مشو غافل که نیست
هیچ غم گر سـرو را شمشـــاد روید در کنار

می‌دانیم که برخی این روزها در پی تاریخ‌سازی‌اند و هر کس در اصالتش تردید بیشتری باشد، حس و حال تاریخ‌سازی بیشتری دارد. گاهی می‌شنویم کسانی عوامانه می‌گویند زبان ما اوستایی یا پهلوی است.

بی‌تردید، چنان که متخصصان زبان‌شناسی گفته‌اند، همه گویش‌های کُردی، همچون فارسی، بهره‌هایی از اوستایی و پهلوی دارند. اما زبان‌های اوستایی و پهلوی مرده‌اند و دیگر کسی به اینها تکلم نمی‌کند.

اگر فرضاً بخواهیم دریابیم واژه‌ای اوستایی و پهلوی است یا نه، جز متخصصان زبانشناسی برجسته، و نه مدعیان کم‌مایه محلی، نمی‌توانند درباره آن نظر دهند.

لذا باید در ادعاهای جمعیت‌های پراکنده مدعی تاریخ‌سازی که بعضاً سابقه چندانی هم در این جغرافیای گسترده کلهُری ندارند و از زبان و ادب هر چه هست مدیون کلهُرند، تردید کرد. آنها در جغرافیای کلهُر، گاهی برخی درباره زبان مادری چنان اغراق می‌کنند که روشن است که «فرزند» مادر این دیار نیستند:

فرزند ز مادرست خُرسند
بیگانه کجـا و مهــر مـادر

و البته، گاه که به تاریخ رجوع می‌کنید، درمی‌یابید که غریبه و مهاجرند.

امروزه، متأسفانه، زبان کلهُری علاوه بر دستبردهای تاریخ‌سازان محلی، به طور کلی در معرض مخاطرات دیگر و مهم‌تری هم هست.

کلهُری، چنان که در کلام رعدی آمد، جویبار سرچشمه دریای فارسی است و اگر فارسی برای ما مهم است، کلهُری که به مانند سجل و بُنچاق است، نیز باید مهم باشد.

کلهُری همچنان می‌تواند تقویت شود و زنده بماند تا برای هر گونه زبان‌شناسی و فرهنگ‌سازی، همچون انبانی از زر و زیور، به کار آید. اما دو خطر مهم دیگر، کلهُری، این زبان زیبا و پرمهر مادری ما، را تهدید می‌کند: یکی اینکه فرزندان جغرافیای کلهُر با اینکه نیاز است همه چیز را به فارسی فراگیرند و به ادب فارسی توانا شوند، در حفظ کلهُری کوتاهی می‌کنند و به مانند لهجه بی‌ریخت و بی‌اصالت فارسی کرماشانی، آن را به نحو ناخوشایندی با فارسی درمی‌آمیزند و «خاک بر سر»ش می‌کنند.

دوم اینکه وطن‌فروشان و بیگانه‌پرستان با تزریق عمدی واژگان جاهای دیگر می‌خواهند کلهُری را از رمق بیندازند و به یکباره زبان جدایی‌طلبی را جایگزین کلهُری نمایند. مثلاً به دروغ می‌گویند فلان واژه، کلهُری اصیل است و شما را با جمع جدایی‌طلب‌شان دوره می‌کنند و تلاش می‌کنند به شما بقبولانند که واژه بیگانه را بپذیرید.

در اینجا، بر هر ایرانی وطن‌پرست و هر کلهُری شرافتمند است که در برابر این شبیخون بایستد.

همچنین، بر مسئولان و مقامات دولت است که در برابر این راهزنی آشکار و این جماعت «فروشنده» که در لباس ادبیات کُردی خودنمایی می‌کنند، بایستند و از میراث فاخر زبانی این منطقه که همیشه با ایران هستی می‌یافته و فخر و اصالتش را با ایران دوخته و سرشته، پاسداری کنند.

و در پایان اینکه ای کاش دولت محترم فرصت‌هایی برای حفظ و تقویت کلهُری به دست دهد.

بی‌تردید، تقویت کلهُری، تقویت فارسی است. کلهُری اگر بخواهیم بقاء یابد، باید دایره واژگانی آن چنان افزون شود که بشود با آن تفکر و اندیشه کرد. چیزی که اکنون هست، بیشتر ابزاری برای تکلم مختصر و رفع حوائج روزمره است و تا تبدیل شدن به زبانی که کاربرد دیوانی و ادبی و تاریخی و علمی داشته باشد، فاصله زیادی دارد.

 

سیروس فیضی – استاد دانشگاه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :